من عاشق کتابخانهاش بودم. توران خانم (مادر روزبه) کتابدار بود و انگار تمام کتابها موقع بارداریاش آرزو کرده بودند که روزبه آنها را بخرد و بخواند. واقعا هم چنین بود. مثل کسی که باید دینی به ادبیات ادا کند مدام کتاب میخواند و چند خطی مینوشت. آرزوی نویسندگی داشت و نسبت به کتابخانهاش شبیه به افرادی که اضطراب آمدن بازرسهای دقیق و ایرادگیر...