نوع اثر : داستان
بعد از مرگت تمام غروب ها عادی شدند . زانو هامو بغل کردم . تکیه دادم به در آهنی . آسمان خونی و لخته های افق رو تماشا میکنم . وقتی نیستی ، زندگی بی طعمه . به بید بودن خودم شک کردم . بعد از مرگت با هر بادی لرزیدم . شیب سرنوشت تند بود. از دره های نگاهت سقوط کردم . هر روز به تصویر سنگ قبرت...