سالنامه ادبیات متعهد

سالنامه ادبیات متعهد

زندگی تو را صدا می زند

نوع اثر : داستان

نویسنده
دانشگاه ، آبادان ، ایران
چکیده
نگاهش را دورتادور سالن چرخاند و به نقطه‌ای مستقیم در انتهای جمعیت خیره شد. می‌دانست که هرگاه این‌گونه نگاه کند، تمام جمعیت گمان می‌کنند که به شخص خودشان خیره شده‌است و خودشان را جمع و جور می‌کنند و به کنکاش چشم‌های او می‌پردازند. این چیزی بود که از بهترین دوستش یلدا شنیده بود «همه دوستام می‌گن شما نمی‌بینید وقتی مردم رو نگاه می‌کنید چطوری خودشون رو جمع‌و‌جور می‌کنن و چشماشون ریز میشه برای دیدن چشم‌های شما‌ها» و هردو به این تعریف‌ها می‌خندیدند. 
یادآوری نام یلدا در ذهنش، مصادف می‌شود با یادآوری گذشتهٔ تلخی که او سبب نجات از آن بود، گذشته‌ای که‌..
کلیدواژه‌ها
موضوعات

دوره 2، شماره 10
آذر 1401
صفحه 21-24

  • تاریخ دریافت 16 شهریور 1401
  • تاریخ پذیرش 01 آذر 1401
  • تاریخ اولین انتشار 01 آذر 1401
  • تاریخ انتشار 01 آذر 1401